اثبات عقلی ولایت فقیه(ویژه حلقه های صالحین)

 ولایت فقیه
یک استدلال ساده !!

۱٫برای تعیین نیازمندی های اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج و فساد وجود حکومت در هر جامعه ای ضروری است.

۲٫اولا: احکام اجتماعی اسلام جاودانه است ؛ باید در همه زمان ها و مکان ها اجرا گردد و تعطیل بردار نیست حتی در عصر غیبت.
ثانیا : احکام اجتماعی و حتی بسیاری از احکام فردی اسلام بدون وجود حکومت اسلامی هیچ ضمانت اجرایی نخواهند داشت.
ثالثا : دین اسلام برای حکومت ساختار و برنامه جدی دارد و حکومت غیر اسلامی را نفی می کند.

۳٫حکومت ، حاکم میخواهد.

۴٫حکومت مطلوب در اسلام حکومتی است که معصوم (ع) در راس ان باشد.

۵٫ در زمانی که مردم از وجود رهبر معصوم محرومند یا باید خداوند حکیم از اجرای احکام اسلام و تاسیس حکومت صرفنظر کرده باشد و در دوران طولانی غیبت، فرسودگی و تحریفات دین را بپذیرد یا اجازه اجرای آن را به شخص دیگری داده باشد تا نقش غرض و خلاف حکمت الهی نشود.
با توجه به باطل بودن فرض اول، فرض دوم ثابت می شود؛ یعنی با توجه به ابدی بودن احکام اسلامی، از راه عقل کشف می کنیم که چنین اذن و اجازه ای از طرف خدای متعال و اولیای معصوم (ع) صادر شده است حتی اگر بیان نقلی روشنی در این خصوص نرسیده باشد.

۶.عقل می گوید؛ اگر فراهم آوردن ایده ال میسر نشد باید نزدیکترین مرتبه به حد مطلوب را تامین کرد، هنگامیکه مردم از مواهب حکومت معصوم(علیه السلام) محروم باشند، باید به دنبال نزدیکترین و شبیه ترین حکومت امام معصوم (علیه السلام) باشند هم در علم(فقاهت)، هم در عمل(عدالت) و هم در قابلیت های شخصی(کفایت).

۷٫ولایت فقیه یعنی حاکمیت فقاهت، عدالت و کفایت در راس حکومت اسلامی در راس عصر غیب.

 

دانلودکنید

انتقادوانتقادپذیری(ویژه حلقه های صالحین)

امام علی (علیه السلام) در جایی با این مضمون می‌فرمایند: هیچکس به اندازه‌ای بزرگ نیست که  نسبت به نقد بی نیاز باشد و هیچکس به اندازه‌ای کوچک نیست که نسبت به نقد ناتوان باشد (نقد به معنای امر به معروف و نهی از منکر)

انتقاد و انتقادپذیری
- در مورد انتقاد و انتقاد پذیری 

– انتقاد و انتقادپذیری باعث زیاد شدن محبت و دوستی میشود، چون اگه انتقاد بجا و وارد باشه و توجه بشه باعث رفع عیب میشه و اگه وارد نباشه و توضیح داده بشه باعث از بین رفتن ذهنیت اشتباه میشه
– برای نقد باید تشنگی وجود داشته باشه، و منتقدین باید جذب بشن و کوچکترین نقد و پیشنهاد باید به اصطلاح روی هوا برده بشه
– نقد واقعا لازم و نشان پویایی و پیشرفت و اگه وجود نداشته باشه احتمال انحراف و گمراهی زیاد و اگر به هر دلیل فضای سالم انتقاد و انتقادپذیری ایجاد نشود فضای نقد ناسالم به وجود خواهد آمد و اگه فضای نقد سالم وجود داشته باشه نقد ناسالم مجال رشد پیدا نمیکنه
– امام علی (علیه السلام) خطاب به فردی که ایشون رو مورد تعریف و تمجید قرار داده بود فرمودن: از من زیاد تعریف نکن که این کار هم برای من ضرر داره هم برای تو
اگه تعریف و تمجید رواج یافت انتقاد و انتقادپذیری به حاشیه میره و گوشها به شنیدن تمجید عادت میکنه و انتقاد رو باور نمیکنه مخصوصا حاکمان جامعه باید به این موضوع خیلی دقت کنند چون معمولا دور و بر مسئولان افراد نقاد خیلی کمتر پیدا میشه
– در جامعه اسلامی هر کس قدرت و مسئولیت بیشتری داره باید بیشتر مورد نقد قرار بگیره و اشکالی نداره اگه قدرت کمی تند نقد بشه
– باید به رشد و بارور شدن تفکر انتقادی کمک کرد که این نوع تفکر به کامل شدن عقل کمک میکنه و اگر نقدی کم و زیاد نباید کلا کنار گذاشته بشه و هیچوقت نباید با نقد و منتقد جوری برخورد کرد که موجب تضعیف جایگاه نقادی بشه
– ما نباید خودمون رو خیلی کامل ببینیم چون باعث میشه منتقدین رو دست کم بگیریم
و نباید فکر کنیم نمیتونستیم از این بهتر باشیم و بهتر کار کنیم بلکه باید فکر کنیم کوچکترین اشتباهی هم پذیرفتنی نیست
– برای انتقاد پذیری بهتر باید از دید منتقد نگاه کنیم و سعی کنیم دغدغه‌های اون رو خوب درک کنیم چون اگه ما می‌دیدیم اون چیزی رو که منتقد میبینه دیگه مورد نقد واقع نمیشدیم
– نقد باید با نیت خیر (البته نه صرفا خیر برای نقد شونده بلکه خیر برای همه) و دلسوزانه و با ادبیات خوب و محترمانه بیان شود البته ما نباید به نیت منتقد خودمون زیاد توجه کنیم
مخالف یا موافق بودن منتقد با ما اصلا نمیتونه ملاکی برای بد بودن یا خوب بودن انتقاد باشه
تفاوت نقد با تخریب
تخریب با نقد اگر چه خیلی با هم متفاوتن اما شباهتهایی هم با هم دارن پس هیچوقت نباید به بهانه نقد تخریب صورت گیرد یا به بهانه تخریب نقد رو محکوم کرد حتی نقد تند با تخریب متفاوت البته انسانهای سالم و حق‌طلب راحت میتونن این موارد رو از هم تشخیص بدن
– در تخریب از هر عاملی برای زیر سوال بردن شخص یا هدف استفاده میشه
اما در نقد سعی میشه تا حقیقت پیدا بشه اونم نه با استفاده از هر عاملی بلکه از راه کاملا اخلاقی و با استفاده از موارد مربوط و لازم نه بیشتر و هدف وسیله رو توجیه نمیکنه
– در تخریب بیشتر شخصیت و آبروی شخص هدف قرار میگیره / اما در نقد بیشتر عملکرد شخص
– در تخریب جنبه احساسات و هوای نفس قویتر  / اما در نقد جنبه تعقل و استدلال
– تخریب با ظلم همراه  / اما نقد با عدالت
– تخریب موجب ناامیدی  / اما نقد موجب اصلاح و امیدواری
برای تأثیر نگرفتن از تخریب باید نکاتی رو در نظر داشته باشیم:
در حدیث معصومین هست که تا هفتاد بار برداشت مثبت داشته باشین و خیلی زود نسبت به کسی ذهنیت منفی پیدا نکنین یا در جای دیگه می‌فرمایند آبروی مؤمن از کعبه با ارزشتر در قرآن هم آمده که از بیشتر گمانها پرهیز کنید که بعضی از گمانها گناهند پس ما اصلا نباید به خودمون اجازه بدیم به این راحتی راجع به افراد منفی فکر کنیم و به این راحتی اونا رو بزاریم کنار البته اگه خودمون بخوایم منفی فکر کنیم به احتمال خیلی زیاد میتونیم دلایلی برای توجیه دید منفی خودمون پیدا کنیم اما این جا خودمون مقصریم
اگر کسی انسان سالمی به نظر بیاد و انسان فهمیده و عاقلی هم باشه ما میتونیم مطمئن باشیم که این شخص از همه جهات انسان خوب و سالمی و اگه مطلب منفی هم گفته شده حتما تخریب بوده چون کسی که عاقل همه چیزش درست و خدا و پیغمبر هم سرش میشه و معصوم(علیه السلام) فرموده برای اینکه بفهمین یه نفر چقدر خدا شناس و خدا ترس به عقلش نگاه کنین
در پایان باید بگم که هدف اصلی به سوی کمال حرکت کردن و مهم اینه که در این راه هر چه بیشتر پیش بریم.
 
 
 

ماهواره(ویژه حلقه های صالحین)

ماهواره وسیله ای است دو بعدی وآثار مخرب آن بیشتر از آثار مفید وآموزنده اش می باشد.استفاده ازماهواره(ویژه حلقه های صالحین)
استفاده از ماهواره دارای اثرات سوئی است که در مواردی اصلاح این اثر، مشکل ویا غیر ممکن خواهد شد .
از اثرات ماهواره این است که به صورت نا خود آگاه پیام های منفی را ارسال کرده به نحوی که در روح وجان مخاطب اثر گذار بوده وانسان را به مسیر های غیر واقعی ونادرست سوق می دهد.
اثرات ماهواره را می توان در سه حوزه اعتقادی، فرهنگی-اخلاقی وسیاسی مورد بررسی قرار داد واین اثرات در مورد جوان عمیق تر وشدید تر می باشد:
الف)اعتقادی
از آن جا که هر انسان به لحاظ ایدئولوژیک دارای یک سری مبانی واعتقاداتی می باشد ورفتار او نیز مطابق با نوع تفکر او به جهان وخداوند هست پس باید از این مرزهای اعتقادی دفاع کرده وآن ها را به نحو احسن بشناسد ومهمترین دشمن در عرصه ی اعتقادات ،شبهات وتلقین ها ی نا درست بوده ودر زمان فعلی این شبهات با رنگ ولعاب زیباتر خود را بروز می دهند .
متاسفانه ماهواره در شمار ابزارهایی قرار گرفته که به مرزهای عقیدتی انسان ها خصوصا اسلام وبه ویژه ی مکتب تشیع حمله ور شده و قصد دارد اساس این مکتب را در هم بریزد البته نا گفته نماند اغراض سیاسی در این مساله بی تاثیر نیست.
ب) فرهنگی واخلاقی
همان طور که می دانید هویت انسانی به فرهنگ وتمدن او بر می گردد وانسانی که دارای فرهنگ وتمدن نباشد دچار بحران هویت گشته واز او یک شخصیت کاملا وابسته ومتکی به دیگران می سازد ودائما چشمش به دیگران بوده تا خود را مو مو همانند آن ها قرار دهد واین مطلب به ویژه در مورد ملت ایران که دارای فرهنگ کهن واصیل می باشد بسیار خطرناک بوده وتهدیدی بسیاری جدی به شمار می آید واز طرفی قوام جامعه به اخلاق ورعایت اخلاقیت افراد جامعه می باشد و زمانی که انسانیت ،حریم های شخصی ،خانواده و...از بین برود چنین جامعه ای از درون خالی شده وباتلنگری در هم می ریزد واین مساله در مورد جوانان ونوجوانان مهم تر است ماهواره از طریق پخش فیلم های سکس وغیر اخلاقی که نتیجه ای جز بی بند وباری ،بی حیایی،مشوش شدن ذهن جوان و... ندارد به این مقصد پلید دست پیدا می کند.وبر همین اساس استفاده از برنامه های ماهواره در نظر مراجع حرام اعلام شده است.
نظرات برخی از مراجع:

استفاده از برنامه‏هاى مفید و مشروع (مانند برنامه‏هاى علمى و قرآنى) هر چند فى نفسه مانعى ندارد؛ ولى با توجه به اینکه برنامه‏هایى که از طریق این دستگاه پخش مى‏شود غالباً در بردارنده آموزش افکار گمراه کننده و تحریف حقایق و برنامه‏هاى لهو و فساد هستند، استفاده از ماهواره جایز نیست.V}آیت اللّه خامنه‏اى، اجوبه، س 1183 و 1215؛ آیت اللّه مکارم، استفتاءات، ج 1، س 1609 و 829.{V


ج)سیاسی
از آن جا که دشمنان ما با مساله ی نظامی موفق به پیشبرد اهداف خود مبنی بر تصرف وتسخیر ایران نشدند بر همین اساس از ابزارهایی مانند ماهواره،اینترنت و... کمک گرفته اند ومردم یک کشور را از طریق القا ی شبهات وحرف های غیر واقعی نسبت به نظام دلسرد کرده وانها رابه نوعی به دشمنی با نظام دعوت می کنند واین اقدام از طریق راه های مختلف و در ظاهری بسیار زیبا با اظهار کمک به مردم یک کشور صورت می پذیرد .

اثرات موسیقی برانسان(ویژه حلقه های صالحین)

اثرات موسیقی بر انسان

موسیقی و معیار تشخیص خوبی یا بدی آن:
مسئله موسیقی بسیار فراگیره ، ما تقریبا کمتر آدمیو پیدا میکنیم که موسیقی گوش نکنه ، خیلی خیلی کم ، حالا این موسیقی یک بار برای یک نفر یک نوحه هست که یک نوع موسیقیه برای یک فرد قرآنه که یک نوع موسیقیه ، برای فرد دیگری موسیقیه داخلی ، برای فردی موسیقیه خارجیه، شاخص تعیین اینکه ما چه موسیقیی گوش بکنیم یا نکنیم چیه؟ بارها برای من و شما پیش اومده در تاکسی نشستیم خودمون یا فردی گفته: آقا این ضبطو خاموش کن ،این صدا رو کم کن، راننده برگشته گفته آقا رادیو هست، وقتی میگه رادیو هست، یعنی چی؟ یعنی این مورد تایید نظام جمهوری اسلامیه ، دهنتو ببند، دقیقا معنیش همین میشه ، اما واقعاً نه نظام جمهوری اسلامی و نه هیچ کس دیگه ای نمیتونه برای موسیقی شاخص تعیین بکنه ، اینجا کسی که شاخص تعیین میکنه تک تک شماها هستین، خود فرده ، در عین اینکه یک موسیقی برای شما حلاله در عین همون حال برای من میتونه حرام باشه ، این غلطه که میگن باید از بیخ و بن فاتحه موسیقی رو خوند باید ریششو کند انداخت دور، البته کسائی هم که این حرفو زدن به نوعی حق داشتن، حالا عرض خواهم کرد چرا. بینید دوستان، موسیقی ساحتش بسیار بسیار مقدس تر از اونیه که ما پا گذاشتیم توش ، هر کسی ته صدایی داشته و از مادرش قهر کرده و رفته توی زیر زمین شروع کرده خوندن ، خوب واقعا آیا به اساتید دیگه ای که هر شش پرده موسیقی رو میتونن ادا کنن هم باید گفت موسیقیدان و به این کسانی که مشکل خانوادگی داشتند هم باید گفت موسیقیدان ؟ ساحت موسیقی مقدس تر از اینه، هر موقع از شما پرسیدن موسیقی خوبه یا بده شما در پاسخ بگین استامینوفن خوبه یا بده؟ اکسپکتورانت خوبه یا بده؟ به جای استفاده از اون بستگی داره، اگر سرت درد بگیره استامینوفن خوبه ، ولی اگر بجایش نباشه بده،موسیقی هم دقیقا یک دارو هست، ما اشتباه کردیم، ما ایرانیها همه چیز رو زیاد مصرف میکنیم، در دنیا رکورد داریم، جمهوری اسلامی ایران یک تنه به اندازه کل قاره اروپا گاز مصرف میکنه، خیلی جالبه ، جمهوری اسلامیه ایران یک تنه به اندازه کشور چین با یک میلیارد و نیم جمعیت سوخت مصرف میکنه ، به نمک که میرسه از همه بیشتر ، نوشابه از همه بیشتر، کلا پکیج هایی که انتخاب می کنیم سنگینه ، موسیقی هم همینطوره، تو دارو هم همینطوره ، نمی دونم شاید این به لحاظ روانشناسی بر میگرده به تاریخمون و به خاطره اینه که سالها در دوره استعمار ما رو گشنه نگه داشتن ، هنوز این ولع در ژن ما مونده ، شکمها به قولی سیر شده ولی چشمها گشنه هست.

حکم شرعی درباره موسیقی:
چون حکم مراجع برای ما بسیار مهمه، اول حکم شرعی و نظر چند تن از مراجع رو براتون می خونم تا حساب کار دستمون بیاد و بعد موضوع رو به بصورت مصداقی بررسی خواهیم کرد.

رسول خدا(ص) می فرمایند :” گوش فرا دادن به صدای لهو گناه است و نشستن در مجلس آن فسق و لذت بردن از آن کفر می باشد” متوجهی دارم چی میگم؟ کفر! پیامبری که خودش دین آورده داره میگه کفر، امام باقر (ع) می فرمایند: “غنا گناهیست که خدا به سبب آن وعده آتش داده است ” ما می دونیم غیبت چی هست، دروغ چی هست، ولی مگر موسیقی چه چیزی داره که خدا اینقدر نسبت به این مسئله ناراحته ، جریان چیه ؟ فتوای مقام معظم رهبری در این باره : “موسیقی اگر انسان را به ابتذال و بی حالی و واخوردگی از واقعیت های زندگی بکشاند حرام است “

موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوت رانی تشویق کنه این موسیقی حرام است، بنابراین مرز موسیقیه حرام و حلال ، ایرانی بودن سنتی بودن قدیمی بودن کلاسیک بودن غربی یا شرقی بودن نیست، تعیین جمهوری اسلامی ، نیست، مرز آن چیزیست که من گفتم، ابتذال!

شرطی سازی چیست ؟
برای اینکه این مسئله خوب جا بیوفته ، اول باید چند تا اصل روانشناسی رو براتون باز بکنم، مسئله ای در روانشناسی داریم تحت عنوانه شرطی سازی که بسیار مهمه، من وقتی روایات اسلامی و سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع) را بررسی کردم ، دیدم که بسیار بسیار روی این مسئله تاکید داشتند، تا جایی که من فکر میکنم، کسی که شرطی سازی رو درست رعایت نکنه نتونسته درست دینشو بجا بیاره ، چطور؟ ببینید ، ما به عنوان انسان نسبت به بعضی از مسائل تمایلاتی داریم و از بعضی چیزها بدمون میاد ، اگر در کنار چیزی که از آن خوشمون میاد چیز دیگری هم وجود داشته باشه، ما از اون مورد هم خوشمون خواهد اومد ، به عنوان مثال علت اینکه چرا ایرانی ها کتاب خوان نیستند، اینه که ما نسبت به کتاب شرطی شدیم، معلمان ـ ساحت مقدس معلمان محفوظ ـ کتابی با دویست صفحه به ما دادند تا بخونیم در ورقه امتحانی بابت هر ” را “ که جا انداختی ۰٫۲۵ از دست دادی، یعنی چی؟ یعنی شما باید بشینی این کتاب رو عینا و مو به مو حفظ کنی، اگر به خود نویسنده بگی اینا رو از حفظ بخون ، نمیتونه، ولی تو بارها و بارها باید جمله ها رو تکرار می کردی با دیدن کتاب یاد شب بیداری ها، یاد خستگی هات میوفتی ، بعد از تمام شدن درستون ، اگر بهت کتاب نشون بدنت می لرزه ، برای شکستن این شرطی سازی هم می تونید از کتابایی که دوست دارید، شروع کنین، اگر بتونی پنج تا کتاب بخونی، ششمی رو دیگه با علاقه می خونی ،کار به جایی میرسه که، اگر روزی یک ساعت مطالعه نکنی انگار نمازت قضا شده .این مضوع مسئله ای هست که ما هر روز باهاش دم خوریم اما به آن بی توجهیم ، بارها شده که لواشک خوردیم و بارها لواشکو دیدیم ، لواشک روکه می بینی چه اتفاقی برات میوفته؟ انگار که می خوای بخوریش دهانت شروع میکنه به ترشح بزاق چرا؟ چون بدنت فهمیده که هر دفعه لواشک میخوری باید بزاغ ترشح کنه این شرطی سازیه مثبته، شرطی سازی منفی در مورد چیزهای هست که ما از اونها بدمون میاد به عنوان مثال ،یک بچه همیشه از رنگ سفید لباس بیزاره چون هر دفعه این رنگه سفید رو دیده یا یک پنی سیلین خورده یا مریض بوده و حالش بد ، و ذهن این لباس را به عنوان یک نشان ثابت شناخته ، اگر هر بار دکتر لباسشو عوض بکنه و بچه نتونه در لباس ، اون فاکتور اصلی رو پیدا بکنه، میگرده دنبال یه چیز دیگه ، مثلا شکل مطب، اگر ساختمون ها هم فرق بکنه باز هم دنبال یک فاکتور ثابت دیگر میگرده و اگر نتونه پیدا بکنه، دو اتفاق میوفته یا شرطی نمیشه یا شرطی سازیه نوع ششم صورت میگیره ، یعنی چی؟ عرض میکنم، شش تا شرطی سازی داریم محول میکنم به خودتون تا برید بخونید که واقعا مبحث جالب و شیرینیه، این موضوع در کتاب روانشناسی هیلگارد توضیح داده شده توصیه می کنم این کتاب روانشناسی رو بخونید ، میتونید با بنیان های روانشناسی آشنا بشین.

شرطی سازی نوع ششم :
شرطی سازی نوع ششم اتفاق بدی هست ، در صورتی که فاکتور ثابتی در مورد انجام شدن کار خاصی رو پیدا نکنید ،شرطی سازیه نوع ششم رخ میده ، مثالشم یه کبوتر بود، که دانشمند ها بهش یاد دادن که اگر دو تا نوک به این کلید بزنی دو دانه گندم به عنوان جایزه دریافت می کنی ، این که شرطی سازیه نوع اوله سپس یک فاکتور سومی رو هم اضافه کردند و به کبوتر یاد دادند هر دفعه رنگ نارنجی دید و نوک زد دو دانه گندم جایزه میگیره، رنگ نارنجی همون رنگ جلیقه نجات کسایی هست که دارن غرق میشن ، کبوتر زاویه دیدش از ما بیشتره ، اشتباه نکنم ۲۷۰ درجه هست زیر هلیکوپتر نجات قفس کبوتر رو قرار میدادند کبوتر تا جلیقه نجاتی می دید دوتا نوک میزد به دکمه و دو دانه گندم پایین می افتاد ،هنوز هم از این روش استفاده میشه ، مرغ عشقایی که فال میگیرن هم شرطی شدند ، خدمتتون عرض کنم که دانشمندان اومدن یه کبوتری رو غیر فرمولی شرطی کردن، یعنی یه بار نوک میزد دو تا گندم می دادن، یه بار نمی دادن، یه بار یک کیلو گندم می ریختن جلوش ،ده بار اصلا بهش گندم نمی دادن ، این کبوتر بیچاره به دنبال فاکتور ثابتی برای دریافت دانه میگشت ، رنگ لباس دکترها عوض شد! و این فاکتور ثابت رو نمی تونست پیدا کنه، میدونی چه بلایی سرش اومد؟ شرطی سازیه نوع ششم صورت گرفت، آن کبوتر تا آخر عمرش به دکمه نوک می زد تا لحظه ای که مرد، الله اکبر به این دین، به این مذهب ،واقعا شگفت آوره میدونید چرا قمار حرامه؟ چون شما رو دچار شرطی سازیه نوع ششم میکنه چون فرمول برنده شدنتو نمی تونی کشف کنی شانسیه، یه بار می بری سه بار میبازی، ده بار پشت سر هم میبری،یه ماه اصلا نمی بری ، نتیجش چی میشه؟ کسائی که تو قمار میرن ، دائم نوک میزنن، دیگه نمیتونن قمار رو ول کنن ،شما شنیدید افرادی در جریان قمار خونه زندگیشون رو گذاشتن درسته؟ همون لحظه هم میخواد ادامه بده و ببره ، شطرنج بازی کردن ها رو دیدین؟ طرف تا میبازه میگه بشین آقا نمیذارم بری، چون باخت تلخه اینقدر اینرو تکرار میکنه تا شیرینی برد برسه ، طرف خونه زندگیشو گذاشت ، ماشینشو موتورشو ، مواردی بوده شما شنیدید طرف زن خودشو، ناموس خودشو سر قمار گذاشته حالا ببین قرآن چی میگه؟ میگه در قمار و شراب برای شما هم منافعیه هم مضراتیه اما بدانید ضرر هاش بیشتره …درسته قمار سود هم داره قمار میکنی، هزار تومن میذاری ده هزار تومن میبری اما وقتی نگاه میکنی میبینی این بلا رو سر تو آورده که تو دیگه یک انسان آزاد نیستی مختار نیستی .

عوامل شرطی سازی:
خوب شرطی سازی ها رو یاد گرفتید چه چیزهایی مارو شرطی می کنند؟
۱) غذا خصوصا خوردنی ها و در بین خوردنی ها ، شیرینی قند، چون در بدن سریع الجذبه و بدن شیرینی رو دوست شما کافیه غذایی رو بخورید و بهتون حالت تهوع دست بده دفعه بعد دیگه از اون غذا بدتون میاد چون بدن شرطی شد ، خیلی از کسایی که از میوه های خاص از غذاهای خاص بدشون میاد کسایین که در کودکی مسموم شدن و حال سختی رو گذروندن .
۲) حالات خوش مثل لبخند، دیدن کسی که انسان شادی هست بهتون انرژیه مثبت میده ، نا خود آگاه از این انسان خوشتون میاد ، بعضی ها ضد حال هستن یه لبخند هم نمیزنن، پیامبر(ص) رو ببینید میفرمودن با لبخند احسان کنید ، میگن ما ندیدیم پیامبر لبخند از لبش بیوفته اینها اصول دین ماست عزیز من وقتی نگاه میکنی میبینی، چقدرجالبه و ریز به ریزِ این ها تاکید شده، ما مواردی رو داریم که به امام خمینی (ره) میگفتن، بیا بریم دعای کمیل میدونی چی میفرمودن؟ میگفتن “حوصله ندارم خسته ام نمیام” میدونی چرا اینکار رو نمی کرده؟ چون اگر در خستگی میرفت دعای کمیل رو میخوند فاتحه دعای کمیل کلا خونده میشد نسبت به اون شرطی میشد، بارها من به دوستان گفتم گفتم کسایی که میخوان برن دعای ندبه شب زود بخوابن که تو حالت بی خوابی مجبور نباشه جلوی خودشو بگیره، دست خودش نیست آروم آروم از دعای ندبه بدش میاد.
۳) کودکی ، شرطی سازی در کودکی خیلی سریعتر اثر می گذاره ، ما در کودکی از هر چی خوشمون اومده همین الانم خوشمون میاد از هر چی ترسیدیم همین الانم بدمون میاد من هر از چند گاهی که نشستم در بین دوستان ، این آهنگ کارتون های قدیمی رو با گوشیم پخش میکنم همه با هم دیگه بر میگردن. این شرطی شدنه، چون کارتون دوست داشته .
۴)موسیقی ، خوب مسئله بعدی تاثیر موسیقی در شرطی سازیه، دوستان عزیزم در کمتر از یک ثانیه این اتفاق میوفته فقط کافیه در ایام فراق که البته شما نداشتین ! یک موسیقی گوش کرده باشی ده سال بعد که بشنوی ، یاد فراق و جدایی ها و… میوفتی. بله شرطی شدی، جالب اینجاست که اگر یکبار به موسیقی گوش کنی هم کافیه و شرطی میشی. یه دوستی دارم ایشون جلسه خواستگاریشو داشت بصورت تلفونی انجام میداد . محرم بود یک روزی این دوستم اومده بود خونه ما ، من براش یه آهنگی” ذوالجناح ز چه روی سوی خیام آمده ای” رو گذاشته بودم ، میگفت من نمیدونم چرا عاشق این آهنگم ، من یادم افتاد اون روزی که داشت از تلفن خانه ما زنگ میزد ، همین پخش میشده ، یکبار فقط و فقط یکبار! اما کبوتر رو با یک بار دونه دادن نمیتونی شرطی کنی یا انسان رو با یک بار، نمیتونی شرطی کنی. شما هم میتونین شرطی سازیها رو انجام بدید ، آهنگ موبایلتونو عوض کنین ، آهنگ موبایلتو عوض میکنی در مترو یا BRT یا در دانشگاه ، گوشی کس دیگری زنگ می خوره که آهنگش زنگ قبلی موبایل شماست ، فورا گوشیتو نگاه می کنی، لذا حتی اگر این آهنگ، شش دوره قبل آهنگه گوشیه شما بوده باشه باز هم دستت به موبایل میره، شرطی شدی، به نظر بنده تاثیر موسیقی در شرطی سازی، از خوردنی بیشتره .

وجود موسیقی در متن زندگی
خدمتتون عرض کنم ، دوستان دیگه می خوایم وارد اصل بحث که بسیار مهمه بشیم ، موسیقی بذات در دل و جان انسان نفوذ داره یعنی اگر یه نفرو دیدی اومد کلا فاتحه موسیقی رو پیچید گذاشت کنار، بدونین آن انسان موسیقی رو نشناخته ، شما در هر کجا که باشید، موسیقی رو حس میکنید، استاد دانشگاه وقتی مطلب مینویسه ، جایی که کلمش تموم میشه گچ رو دوبار به تخته میکوبه، چون ریتم موسیقیایی برای نوشتنش گرفته ،یا به نانوایی علی الخصوص سنگکی تشریف میبرید و نانوا رو در حین انجام حرکات موزونی تحت عنوانه رقص بندری مشاهده می فرمایید ، بدون این حرکات نمیتونه نون درست کنه ، چون ریتمشه. اگر دقت کرده باشید ، بارها دیدین در خیابون، چند نفر که با هم راه میرن ،با هم قدم بر میدارن و با هم قدمهاشون رو زمین می گذارن اینها ازاول هماهنگ نبودند کمی که با هم راه رفتن ، بعد هم قدم میشن. صحبت کردن ما موسیقی داره ، فرود و فراز داره ،اگر یک نفر رو موسیقی صحبت نکنه اعصابتون خورد میشه، همه ما معمولا اینو به صورت غریزی رعایت میکنیم ، بعضیا هستن پای صحبتشون میشینی خوابت میبره ، سر درد میگیری ، این کسیه که در صحبت کردن ، موسیقی رو رعایت نمیکنه ، دوستان عزیزم بسیاری از اعراب عصر جاهلیت به خاطر موسیقی قرآن بود که به پیامبر ایمان آوردند، حداقل در مورد خلیفه دوم این مسئله در تاریخ آمده که با شنیدن صدای قرآن ایمان آورد ، قرآن موسیقیایی هست اذالشمس کورت و اذالنجوم کدرت و اذالجبال سیّرت و اذالبحار … ببین همش موسیقیایی هست و سجع داره ، حالا میتونی تو از همچین چیزی موسیقیو بگیری؟ اولین کاری که کردی باید جلوی قرآن وایستی. لذا اون دسته از افرادی که موسیقیو درک نکردن و متحجرانه میخوان، کلا درشو تخته کنن ، دارن اشتباه میکنن اینها اصلا قرآن رو نفهمیدن.

آثار موسیقی بر روی سلامت :
موارد موسیقی بسیار زیاده، من فقط از آثار پزشکی موسیقی حرف میزنم، از ایرانی جماعت هم حرف نمیارم، از مسلمون جماعت هم حرف نمیزنم ، فقط از این خارجی مارجیا که بر مبنای مدرنیته عاشقشونیم! اگر من بگم علامه جعفری در مورد اثر موسیقی ، نزدیک سی ، چهل! نوع مریضی ذکر کرده، شما گوش نمی کنین ، فقط کافیه بگم آقای چی چی ازکدوم کشور دراروپا یا آمریکا، همچین گوشات تیز میشه که نگو، اصلا نسبت به مدرنیته شرطی شدی ، برو یه جایی یه مسافر از یک کشور اسلامی اومده یکی از کشور اروپایی اومده ، ببین بیشتر دوست داری با کدوم یکی حرف بزنی ؟ یا فکر کن رییس جمهور ما بره در یه کشور اروپایی یا یه کشور اسلامی حرف بزنه ، در اون اروپاییه بیشتر خوش خوشَکانمون میشه

اثر موسیقی بر اعصاب :
اعصاب ما دو دسته است سمپاتیک و پارا سمپاتیک ارادی و غیر ارادی هرکدوم مسئول بخشی از بدن هستن. سمپاتیک تنگ کردن رگها ، اتساع عضلات ، افزایش فشار خون و گشاد کردن مردمک…کار دیگری دقیقا برعکس اینه، حالا میایم تاثیر موسیقیو روی اعصاب بررسی میکنیم، یک دانشمند غربی یک کار جالب انجام داد، دستگاه فشار رو به خودش وصل کرد هدفون رادیو رو هم روی گوشش گذاشت… یه رادیو مثل رادیو پیام که پشت سر هم میخونه انتخاب کرد، اولین آهنگ شاد بود ، در کمتر از چند ثانیه دید فشار خونش رفت بالا ، بعد آهنگی مثل آهنگ شجریان پخش شد ، فشارش اومد پایین … یک مسئله دیگر رو هم کشف کرد ، دید از هر آهنگی خوشش میاد فشارش میره بالا از هر آهنگی بدش میاد فشارش میاد پایین، تا جایی که ایشون در کتاب خودش نوشته : ” من از سلامت خودم ترسیدم و دستگاه رو از خودم جدا کردم ” چه اتفاقی افتاده ؟ زمانی که شما آهنگای ریتمیک میشنوید سریع آدرنالین ترشح میشه کورتیزول ترشح میشه رگها تنگ و فشار خون زیاد و مردمکها گشاد میشه این بدن آماده میشه برای فعالیت، وقتی سگ دنبالت کرده چه حسی بهت دست میده ؟ دقیقا همون اتفاق برای شما میوفته، مثل این که یک ماجرای عجیب، معجزه ائمه (ع) یا پیامبر (ص) تعریف کردن، مو به تن آدم سیخ میشه اون لحظه ایه که آدرنالینو با تمام وجود توی بدنتون داره ترشح میکنه حالا به لحاظ فیزیولوژیکی و بدنی شما آماده فعالیت هستین ، ولی نشسته تو ماشین فعالیتی نداره، میدونی چه بلایی داره سرش میاد؟ پدر بدنش داره در میاد ، دچار بیماری ضعف اعصاب میشه ،شنواییش کم میشه، قلبش آسیب میبینه، بیماریه پارانوا بوجود میاره، بیماری مانی که نوعی جنون هست ، میگیره والله به خدا اینارو دکترا دارن میگن ، بلافاصله رادیو پیام تصمیم میگیره یک آهنگ غمناک بگذاره ، حالا بدن چه دستوری میده ؟ دوباره بدن دستور میده نوآدرنالین ترشح بشه ، رگها رو گشاد کن مردمکو تنگ کن اینجاست که آنزیمهای کبدی شما بهم میریزه و دچار بیماریه فشار خون میشید ، اثرش بسیار بسیار زیاده ، حد اقلش اینه که اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک بهم میریزه ، اولین عارضش بیماریه ضعف اعصابه، دارم کل موسیقی رو میگم نه این ور آبی یا اونور آبی ، عنایت داشته باشین ” بتهوون ” و “ریچارد واگنر” دو موسیقی دان معروف و مشهور بخاطر بیماریه ضعف اعصاب از خدا طلب مرگ کردن!

اثر موسیقی بر شنوایی :

گوش سه قسمت داره بیرونی ،میانی ،درونی ، صدا در حفره گوش بیرونی، میچرخه ، بعد از سه استخوان سندانی رکابی چکشی می گذره، تا آخر به سلولهای عصبی میرسه ، زمانی که شما موسیقی های مختلف با زیر و بم های بسیار بالا گوش میکنین همون بلا ، سر گوش میاد ، در هر بار گوش کردن این نوع موسیقی ها تعداد بسیاری از میلیونها سلول شنوایی شما از بین میره، آروم آروم انسان شنوایی اش رو از دست میده، آروم آروم کر یا کم شنوا میشه ، خصوصا اینها کسایین که موسیقی رو با صدای بلند گوش کردن ، که شما میدونید ” روبرت شمان ” و ” بتهوون ” هر دو کر میشن و بعد میمیرن ، چرا این تیکه آخر عمر بتهوون رو به من و تو نمیگن؟ چرا ” نیچه ” که هم فیلسوف وهم موسیقی دان بود در آخر عمر جنون گرفت و دیوانه شد و میگفت من جن میبینم؟

اثر موسیقی بر قلب :
قلب شما در بیست و چهار ساعت نزدیک به صد هزار مرتبه میزنه ،به صورت متوسط در هردقیقه ۷۰-۷۵ بار، تند نمودن و کند نمودن ضربان قلب ، طبق دستور اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک انجام میشه، یکی دستور تند کردن و دیگری دستور کند کردن ضربان رو میده، حالا فکر کن واسه این قلب بد بخت ، هی شل کن سفت کن راه بندازه ، یا در جایی که نشسته و آمادگی نداره ، فشار خون بیخود بره بالا یا بر عکسش ، وقتی که انسان می خواد بره ورزش ” نبسته ام به کس دل …” گوش بکنه، این آهنگ باعث پایین اومدن فشار خون میشه در حالیکه سلولهای بدن به اکسیژن و غذا نیاز دارند، این باعث از بین رفتن سلولهای مغزی میشه… اینها آرام آرام بر سلامتی شما اثر میگذارن، یکی از دلایل اصلی کاهش عمر، همین موسیقیه، امروزه پزشکی پیشرفت کرده، جلو بیماریهایی مثل وبا گرفته شد پس چرا سکته اینقدر زیاد شده ؟ کتبی که متعلق به ۴۰۰،۵۰۰ ساله پیشه ، مواردی رو ذکر میکنه که شخصی ۲۰۰ یا ۳۰۰ سالش بوده ، ولی چرا ما دیگه عمرهای ۱۲۰ ساله نمی بینیم؟

اثر موسیقی بر خرد و تفکر:
اولین مسئله حاکمیت شدید احساسات و قلیان احساساته، یعنی وقتی موسیقی میشنوی شعور و فهم میره کجا ؟ تو انباری ، طرف نشسته یه آهنگ عاشقانه گوش میکنه و میره تو خیال “آخه دل من دل دیوونه من… ” به خودش میگه : ” عجب اشتباهی کردیم این دختره رو ولش کردیما، ولش کن حالا عیبی نداره با دو نفرم رفیق بوده، قول داده بعد ازدواج نباشه” به خدا سوگند اینها رو دیدم! تفکر میره کنار،هیجان بر تو غالب میشه و تصمیم هایی میگیری که بعدا بخاطرش پشیمون میشی، و فقط موسیقی اینکارو نمیکنه شعر هم همین تاثیرو میذاره شعر هم ریتمیکه درسته؟ چرا ما از شعر کلاسیک خوشمون میاد؟ برای اینکه ریتم و موسیقی داره حتی وقتی شعر نو میخونی ، دنبال این میگردی که یک جوری آهنگشو درست کنی. در همچین شرایطی وقتی اعصاب و سلولهای مغزی آسیب ببینن ، وقتی آنزیم ها بهم بریزن، آرام آرام نیروی خرد تضعیف شده و انسان دچار بیماری مانی میشه ، بیماری مانی ۳ مرحله داره که مرحله آخرش ، جنون افراطی هست ، ” بتهوون ” شوبرت ” شو مان ” نیچه ، این ۴ نفر، در اثر جنون و دیوانگی ، میمیرند ، بتهوون هم کر شد و هم جنون گرفت، خیلی عجیبه ! دقیقا آثار موسیقی بر بدنش ظاهر شده، ” شوبرت “ مندلس ” و ” باخ “ بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش میرن، کسانی که با موسیقی آشنا هستند می دونند که، اینها از بزرگترین اسطوره های موسیقی دنیا هستند.

اثر موسیقی بر تولید هیجان و التهابات :
هیجان اولین اثر موسیقیه وقتی یک آهنگ شاد گوش میکنی هیجان بر شما غالب میشه ، اگر آهنگ غمناک هم گوش بدی یک هیجان از نوع دیگری بر شما غالب میشه ببینید دکتر مونتاکو مولف کتاب اختلالات عصبی معده هست ، میگه: ” آنچه میخورید باعث زخم معده نمیشود بلکه آنچه شما را میخورد، یعنی هیجان و التهاب، باعث زخم معده می شود ” بارها شنیدید که میگن زخم معده بر اثر اعصاب ایجاد میشه ، درسته؟ موسیقی هم باعث ایجاد هیجان و التهابه ، بنابراین موسیقی باعث ایجاد زخم معده هم میشه . در باغ وحش شهر گلاسکو یه گروه ارکست اسکاتلندی برنامه ای برای حیوان ها اجرا میکنه ، در آخر این برنامه بر خلاف روال عادی باغ وحش (یعنی در حالت عادی ، هیچوقت این اتفاق ها نمی افته ) سه شیر فرار کردند یکی از آنها دستش شکست ، زرافه ها از شدت هیجان تا چندین روز غذا نمی خوردند ، طوطی های سخنگو! طوطی های سخنگو شروع کردن به فحش دادن به مردم، یعنی قبلا سلام هم میکرده ولی از اون به بعد دیگه فقط فحش میداده.

موسیقی عامل اصلی فشار خون :
اینو قبل هم عرض کردم، پزشکی در اروپا ضمن تجسس در علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دکمه رادیو را باز و با گوش دادن به برنامه های مختلف موسیقی به نتایج زیر رسیده است :
آ) هرقدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد، درجه فشار خون زیاد میشود و این افزایش بقدری بود که پزشک مزبور را متوحش ساخت ، یعنی ترسید ، فکر کنید فشار خون ، بر ۱۱ باشه، دید که همینجوری داره میره بالا.
ب) برخی از موسیقی ها که به ظاهر اثر آرام کننده دارند، فشار خون را از حد معمول پایین تر می آورد ، آرام آرام کم میشد تا حدی که در آخر آن پزشک به خواب فرو میرود.
در آزمایشی دیگر که خیلی جالبه ، دکتر پاول مقداری از گلبولهای سفید و قرمز خون را درون یک لوله بلوری جای داد و در لوله را محکم بست و سپس آنرا در بین حوضچه ای پر از آب قرار داد و بوسیله برق امواجی در آب ایجاد کرد – امواج موسیقیایی ، که آهنگهای ترس آوری از آن بر میخواست- در فاصله ۱۰ دقیقه که این امواج با آوای مخوفش ادامه داشت، یک نیمه از گلبولها جان سپردند و یک نیمه دیگر در آستانه مرگ قرار داشتند در حالیکه، در حالت عادی ۱۰ برابر عمر گلبولها بیشتر بوده! موسیقی چه اثری روی بدن انسان داره میگذاره ،چه اثری داره این روی سلولهای مغزی شما می گذاره ، روی گلبولهای خون شما میذاره، واقعا اگر الان به شما چیزی بدم و بگم درونش یک میلیونیومِ درصد سیانور وجود داره ، به خدا کاریت نمیکنه، خیلی ضعیفه ، بیا بخور، میگی نمیخوام! چون خطرش برات آشکار شده، اما اگه من بهت بگم این موسیقی رو که داری پشت سر هم گوش میکنی پدرتو در میاره، گوش نمیدی.

در جای مناسب مصرف کردن دارویی به نام موسیقی :
میدونی شرطش چیه ؟ مگه نگفتم موسیقی داروهست ؟ اکسپرتورانته؟ مگه نگفتم موسیقی استامینوفنه؟ مثلا این غلطه که وقتی انگشت پات درد گرفته ، اسپکتورانت بخوری! اما اگر سینت درد میکنه، گلوت درد میکنه ، اسپکتورانت بخوری خوب کاری کردی، یعنی بلد باشی موسیقیو کجا استفاده کنی ، دارم میرم ورزش چی گوش میکنم؟ موسیقیه شاد ، به لحاظ پزشکی ایرادی نداره . شما فکر کردید برای چی وقتی یک نفر میمیره دورو بری هاش به طور طبیعی گریه میکنن؟ میدونی موسیقیه مورد علاقه این فرد چیه؟ همون گریه اطرافیان آرومش میکنه، تحقیقات اینو نشون داده، نویسنده کتاب میگه : “من زنی رو دیدم که دچار بیماری “سیکلوتمی” شده بود و دلیل بیماری او این بود: بچه این میمیره ، بعد از مرگ بچش میبینن که این زن دو سه روزه داره پشت سر هم گریه میکنه ، میان براش آهنگ شاد میذارن که از این حالت غم درش بیارن بعد از چند روز که این اتفاق تکرار میشه ، میدونی چه بلایی سر طرف اومده بوده؟ یک دقیقه گریه میکرده یک دقیقه میخندیده ، به همچین کسی ما میگیم دیوانه، دچار بیماری سیکلوتمی شده ، ولی چرا؟ چون بدنش به اون گریه نیاز داشته، گریه بهش تسکین میداده ،ولی آهنگ میگه فشار خونو ببر بالا ، آهنگ میگه شاد باش بخند ، این آهنگِ ریتمیک تورو باید به خنده وادار بکنه ، و در نتیجه بدن قاطی کرده ، یک دقیقه گریه میکرده یک دقیقه میخندیده ، افرادی رو دیدین که دارن باتو صحبت میکنن میخندن میخندن، یهویی عصبی میشن بعد گریشون میگیره، احساساتی میشن، باز میخندن، اینا سیکلوتمی ضعیف گرفتن! برو ببین چه موسیقی هایی گوش میکرده ؟ ببین رعایت میکرده؟ احتمالا همینجوری بوده که در ایام غم موسیقی شاد گوش کرده و در ایام شادی موسیقی غمناک گوش کرده .

سایر آثار موسیقی بر بدن :
من تا الان فقط هفده تا از چهل و خورده ای عوارض ناشی از موسیقی بر بدن رو براتون خوندم ، بقیش زیر شاخه های اینهاست که فقط نام می برم :
اضطرابات گوناگون ،عصبانیت، سستی، بی ارادگی ، سر گیجه، ، مالیخولیا ، نفخ معده، تحریکات قلبی، تپش قلب، بی نظمی آنژین، اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا تیروئید و تخمدان، اسپاسم لوله گوارش، آسم، مرض مانی ، پارانوآ و غیره ، اینهمه بیماری در اثر موسیقیه ، بهتره بگیم اینهمه بیماری در اثر اینه که ما دارو رو اشتباه خوریم.

 

چگونه انسان آماده گناه می شود؟(ویژه حلقه های صالحین)

گناهان چشم چیست؟ و ما باید نگاه و چشم خود را از چه چیزهایی پوشیده بداریم؟ به عبارت دیگر: خداوند متعال، چه چیزهایی را برای چشم، حرام کرده است؟

 

http://s1.picofile.com/file/7619020321/n00178708_b.jpg

وقتی انسان به دنیا می‌آید دارای فطرت پاک و خداجویی می‌باشد، اگر آن را در مسیر صحیح قرار بدهد و محیط پیرامون هم سالم باشد باعث می‌شود در مسیر خوش بختی و سعادت گام بردارد اما اگر نه محیط و نه تربیت سالم نباشد باعث تیره روزی و شقاوت او خواهد شد.

خداوند برای اینکه انسان مسیر خود را شناخته و در آخرت بهانه‌ای نداشته باشد دین اسلام را فرستاد و در آن تمام دستوراتی که برای هدایت بشر لازم است را قرار داد. اسلام آیینی است که برنامه صحیح تربیتی خود را حول محور تعدیل غرایز و خواهش‌های نفسانی انسان پایه گذاری کرده است و او را از دنبال کردن راه شیطان بر حذر داشته است تا با عمل به این فرامین بتوانند جامعه خود را به آن جامعه ایده آل نزدیک کنند که اگر عقل و دین زن و مرد بازیچه هوس‌بازی قرار گیرد آن جامعه، جامعه‌ی گندیده‌ای می‌شود که دیگر بوی انسانیت از آن به مشام نمی‌رسد

یکی از این دام‌های شیطان که باعث سقوط انسان می‌شود چشم چرانی است. چشم چرانی مانند اسلحه‌های آتشین است اما با این تفاوت که اسلحه‌های باروتی فقط به زندگی دنیایی انسان خاتمه می‌دهد اما چشم چرانی سلاحی است که پرتاب گلو له‌های آن بی صدا است و دو سرای انسان را نابود می‌کند.

حال در این مقاله بر آن شدیم که به توضیحی پیرامون چشم و نگاه‌های انسان و به بررسی اثرات سوء عادت زشت چشم چرانی و خاستگاه‌هایش و زیان‌های بنیان بر افکنش بپردازیم.

از خداوند متعال بهره‌مندی از دریای هدایت و رحمت بی‌کرانش را تمنا می‌کنیم؛ باشد تا از این رهگذر، شیطان و نیرنگ‌هایش را دریابیم؛ رشته‌هایش را پنبه سازیم و گره‌هایش را بگشاییم؛ از دوستی و همراهی با او سخت بپرهیزیم و در زمره دشمنان شیطان جای گیریم.

نگاه و آداب آن:

حال که مختصر مطالبی را در مورد چشم و انواع آن بیان کردیم در این قسمت از مقاله می‌خواهیم به مسئله نگاه و آداب آن و مسائل مبتلا به آن صحبت کنیم. خداوند در قرآن کریم هم به مردان مؤمن و هم به زنان مؤمنه سفارش می‌کند که از بعضی از نگاه‌های خود که غیر مجاز است چشم پوشی کنند.  اهل بیت علیه‌السلام هم در این رابطه سفارشاتی را کرده‌اند مثلاً حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند: نگاه اوّل مانعی ندارد؛ ولی ادامه‌ی نگاه اشکال دارد؛ زیرا سبب فتنه می‌شود.

باید بدانیم هر آنچه را که خدا خلق کرده است خوب و نیکو است، این ما بندگان هستیم که گاهی اوقات در راه غیر مشروع صرف می‌کنیم. چشم هم از جمله نعمت‌هایی است که برای حیات انسان بسیار لازم و ضروری است این مطلب را باید از آدم‌های نابینا پرسید که برای زندگی کردن بسیار رنج می‌برند اما متأسفانه ما انسان‌هایی که از این نعمت الهی برخورداریم ارزش آن را ندانسته و در بیراهه از آن استفاده می‌کنیم.

نگاه‌های سازنده:

انسان می‌تواند با نگاه‌هایی که انجام می‌دهد هم عاقبت به خیر شود و هم خدای ناکرده بدبخت و سرنوشت شومی را برای خود رقم بزند. در اینجا این سؤال پیش می‌آید که چه چیزهایی باعث می‌شود که نگاه انسان سازنده شود؟ در اینجا مواردی را به طور فهرست‌وار بیان می‌کنیم که جمع شده از آیات و روایات است:

1- نگاه به قرآن 2- نگاه به امام 3- نگاه به رهبر عادل 4- نگاه به کعبه 5- نگاه به عالم 6- نگاه به سادات 7- نگاه به دریا 8- نگاه به طبیعت 9- نگاه به ماه 10- نگاه به آینه 11- نگاه به آیات خلقت الهی 12- نگاه به غذا 13- نگاه به عیوب خویش 14- نگاه عبرت آمیز 15- نگاه مهرآمیز نسبت به والدین، فرزندان، همسر، برادر دینی و محرومان.

نگاه‌های ممنوع:

انسان همیشه دچار خطا و انحراف است و هیچ انسانی در هیچ موقع از دسترس شیطان دور نیست مگر انسان‌های مخلص، حال با این نکته

می‌خواهیم بدانیم که چه نگاه‌هایی است که ممنوع می‌باشد و انسان به واسطه این نگاه‌ها به گناه می‌افتد که به طور فهرست‌وار بیان می‌کنیم:

1- نگاه آلوده (نگاه به نامحرم) 2- نگاه به داخل خانه دیگران 3- نگاه ترس آور 4- نگاه مسخره آمیز 5- نگاه حسودانه 6- نگاه به نوشته دیگران

هرکدام از این نگاه‌های ممنوع یک نوع عاقبتی را برای خود دارد و باعث می‌شود که انسان به گناه کشیده شود و انسان به سقوط کشیده شود، ما در این مقاله یکی از این نگاه‌های ممنوع را می‌خواهیم توضیح دهیم و آن هم نگاه آلوده (نگاه به نامحرم) می‌باشد، که این نگاه سرمنشأ بسیاری از گناهان می‌باشد و خیلی سریع انسان را به ورطه‌ی نابودی می‌کشاند.

در دین مقدس اسلام نگاه‌هایی که شخص (اعم از مرد یا زن) با قصد لذت بردن یا بدون آن به بدن نامحرم به جز قسمت‌هایی را که خود شرع جایز دانسته یعنی صورت و دست‌ها تا مچ برای خانم‌ها و قسمتی از پاها برای مردان که اگر در این قسمت‌ها هم با قصد لذت باشد را حرام می‌داند.

برای روشن‌تر شدن موضوع، اقسام نگاه‌های ممنوع و حرام را ذکر می‌کنیم:

نگاه به چهره آرایش کرده زن، نگاه به زیور آلات زن، نگاه به عکس بی حجاب زن آشنا، نگاه با ریبه (ترس افتادن به حرام)، نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دست‌ها)، نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست‌ها تا مچ)، نگاه هوس آلود (هرچند به صورت و دست‌ها و یا به بدن هم جنس).

نگاه آلوده، زمینه فتنه:

اکثر آنچه که ما انسان‌ها روزمره به وسیله آن اطلاعات و تجربه بدست می‌آوریم و زندگی‌مان به آن وابسته است نگاه‌هایمان می‌باشد. انسان در انتخاب هر آنچه که به نوعی با زندگی او در ارتباط است مثل انتخاب همسر، شغل، خانه، دوست و صدها موضوع دیگر، در مرحله اول با چشم استفاده می‌کند و انتخاب همه‌ی این‌ها با نگاه اولمان پیوند دارد. چشم و نگاه آدمی، از مهم‌ترین عناصر مؤثر در تصمیم گیری است و منشأ اغلب نفرت‌ها، اشتیاق‌ها و انتخاب‌ها، نگاه است آدمی نمی‌تواند از تأثیر شنیده‌ها و دیده‌هایش بر مغز جلوگیری کند. این اثر گذاری به وسیله مغز انسان صورت می‌گیرد و آدمی به هیچ طریقی نمی‌تواند این اثر گذاری را انکار کند. به همین علت است که در قرآن کریم، اهل ایمان از نگاه ناسالم و شنیدن چیزهای ناروا پرهیز داده شده‌اند، البته انسان در مقابل هر شنیدن و هر دیدنی، مسئولیت دارد.

مسئله نگاه کردن اگرچه یک مسئله زودگذر و سطحی به نظر می‌آید اما اگر در راهی که شرع آن را بیان کرده است به کار نرود باعث می‌شود که آدمی به گناه بی افتد و این نگاه را نگاه حرام می‌گویند. منظور از نگاه حرام یعنی همان چشم چرانی کردن. چشم چرانی فتنه‌ای است که باید بگوییم متأسفانه گروهی از مردم یک جامعه به آن مبتلا هستند. برای اینکه به یاری خدا بتوانیم با این خوی زشت مبارزه کنیم در ابتدا لازم است که با مفهوم چشم چرانی آشنا شویم و بعد آثار و عواقب و زمینه‌های بروز آن را بیان کنیم و سپس راهکارهای عملی برای کنترل آن را مطرح کنیم.

مفهوم چشم چرانی:

چشم چرانی حالتی است که انسان به صحنه‌ی شهوت انگیز به طور خیره به قصد بر انگیختن قوه جنسی نگاه کند که در مقابل چشم پوشی کردن انسان می‌آید. در یک جامعه که انسان زندگی می‌کند مجبور است با دیگران چه مذکر و چه مؤنث ارتباط داشته باشد که در ابتدا هم این ارتباط به صورت کلامی و با حرف زدن شروع و انجام می‌گیرد، اما به این نگاه‌ها چشم چرانی نمی‌گویند، نگاه‌هایی که انسان آن را ادامه می‌دهد و باعث می‌شود که قوه و غریزه جنسی‌اش تحریک شود را چشم چرانی می‌گویند. فردی که چشم چرانی می‌کند به خاطر این است که نگاه و خیال او با هم یکی شده و با این خیال به هوسرانی می‌پردازد. نگاه و تخیّل را هیچ گاه نمی‌توان از یکدیگر جدا ساخت و بیننده، هرچند پاک‌دامن باشد و نگاه هوس آلود نکند، نمی‌تواند ذهن را از این تخیّلات غیر ارادی برهاند. وقتی که انسان به یک چهره‌ی زیبا و شهوت انگیز خیره شود و هوس آلود به او نگاه کند باعث تحریک قوه‌ی شهوانی شده و با خود به خیال پردازی می‌پردازد، در این حالت ذهن انسان از حالت عادی خارج می‌شود و دیگر از تفکر در اموری که به تکامل او کمک می‌کند باز می‌ماند. این حالت ذهنی و خیال پردازی که بر اثر نگاه اول به وجود می‌آید نخستین و مهم‌ترین عامل برای انجام گناه است، به خصوص در دوران جوانی و بحران غرایز. در این حالت چشم آدمی که لطیف‌ترین اعضا و مهم‌ترین وسیله برای شناختن است به ابزاری برای گناه کردن تبدیل می‌شود و باعث تباهی انسان می‌شود.

دو نکته در مورد تساوی ممنوعیت چشم چرانی برای مرد و زن:

نکته اول: عده‌ای از مردم فکر می‌کنند که چشم چرانی نکردن مخصوص به مردهاست و فقط مردها هستند که باید نگاه خودشان را کنترل کنند، اما این یک اندیشه غلط است. در قرآن مسئله چشم چرانی نکردن را هم به آقایان و هم به خانم‌ها خطاب داده است و اگر جایز است برای هردو هست و اگر جایز نیست برای هردو جایز نیست یعنی در همان حد که مرد ممنوع است، زن هم ممنوع است. ولی معمولاً خیال می‌کنند که نه، فقط مرد است که نباید چشمش به زن بیفتد یا از روی تلذّذ نباید نگاه کند ولی زن اگر چشمش به مرد افتاد یا هر جور ورانداز کرد (تلذّذ و ریبه) اشکالی ندارد زیرا او زن است که به مرد نگاه می‌کند!

نکته دوم: اینکه بعضی از مردم خیال می‌کنند که اگر مردی به تمام بدن مرد دیگر نگاه کند حرام و گناه است اما در مورد زنان این حکم نمی‌کند اما این خلاف شرع و واقعیت است یعنی هیچ جوازی مبنی بر اینکه زن به بدن زن دیگر حتی قسمت‌های ممنوع شده نگاه کند وجود ندارد، حتی مادر هم به دختر خودش محرم نیست، دختر هم به مادر محرم نیست، خواهر هم به خواهر محرم نیست و اگر این کار انجام شود این هم خود نوعی چشم چرانی کردن است و باعث گناه فرد است.

عوامل و زمینه‌های بروز چشم چرانی:

انسان هر کاری که انجام می‌دهد یک سری زمینه و عوامل باید برای انجام دادن آن برایش فراهم باشد، چشم چرانی هم از جمله صفات ناپسندی است که وقتی عوامل انجام دادن آن فراهم باشد باعث می‌شود که انسان دچار وسوسه شده و به این رذیله اخلاقی دچار شود، زمینه‌هایی که با فراهم بودن آن‌ها هیچ انسانی از انجام دادن آن در امان نیست مگر انسان‌های پاک و مخلصی که دارای ایمان بالایی باشند، لذا در اینجا ما دو عامل مهمی که منجر به چشم چرانی انسان می‌شود را بیان می‌کنیم اما این‌ها تمام عوامل نیست و ممکن است که دیگر عواملی هم باشد که منجر به این کار از طرف انسان می‌شود:

اولین و مهم‌ترین عامل که منجر به چشم چرانی می‌شود خودنمایی زنان و عرض اندام از طرف آنان است. در وجود انسان‌ها اعم از مرد و زن یک نوع کشش و گرایش به طرف جنس مخالف وجود دارد مخصوصاً این خصلت در مردها بیشتر از زنان است، عشوه گری از طرف زنان و چشم چرانی از طرف مردها منجر به فساد در اجتماع می‌شود. هنگامی که زنان با تجملات و آرایش‌های فجیع و لباس‌های نامناسب در اجتماع حضور پیدا می‌کنند باعث می‌شود که جوانانی که دارای نگاه‌های هرزه هستند نظاره گر آنان شوند، خویشتن داری نکرده و در دام فساد گرفتار آیند، بالا رفتن سن ازدواج و تماشای فیلم‌های مهیج و شهوت انگیز و دیدن زنان بد حجاب و نیمه عریان در کوچه و خیابان که خود از ارمغان‌های زیان بار تمدن غرب بوده بر فشار طبیعی جنسی جوانان افزوده و آتش غریزه آنان را شعله‌ور کرده و منجر به تضعیف عفت و اخلاق گردیده، چه بسا که تمام ارزش‌های اخلاقی و اسلامی و اجتماعی را نادیده می‌گیرند.

آری، مبارزه با شهوات و دوری از چشم چرانی برای هر کس ساده نیست، فقط آن دسته از جوانان می‌توانند از فساد و گمراهی در امان بمانند که پایبند سنن اسلامی و وظایف انسانی بوده و در این راه مجاهده کنند و بر شهوات و تمایلات نامشروع جنسی خود مسلط باشند و هویت و شخصیت اسلامی را از دست نداده خود را نبازند و عنان نفس سرکش را هرگز از دست ندهند، و این کار با استمداد از خداوند بسیار ساده است. قرآن مجید می‌فرماید: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا) کسانی که برای (رضایت) ما به تلاش ایستند و در راه (پیروزی دین) ما جهاد کنند، آنان را در راه‌های منتهی به خود رهنمود (و مشمول حمایت و هدایت خویش) می‌گردانیم.

دومین عاملی که باعث چشم چرانی انسان می‌شود محرومیت جنسی است. هنگامی که انسان از غریزه جنسی محروم باشد باعث می‌شود در هنگام رویارویی با نامحرم، عصب چشم و عصب جنسی یکی شده و منجر به چشم چرانی آدم شود و باعث می‌شود انسان از این حالت لذت برده و تحریک شود.

عوامل و زمینه‌های بروز چشم چرانی:

هر کاری را که انسان انجام می‌دهد به تبع آن یک سری آثاری را با خودش برای او به وجود می‌آورد، حال اگر انسان فعل خوب و پسندیده انجام دهد آثاری که به وجود می‌آید عاقبت به خیری و نشاط برای او به همراه دارد، کار و عمل ناپسند هم به همین نحو است با خود یک سری آثاری را دارد که باعث می‌شود سرنوشت انسان را به تباهی بکشد و او را خسر الدنیا و الاخرة کند، چشم چرانی هم از جمله گناهانی است که وقتی با چشم انجام می‌شود در روح و جسم انسان به خصوص جوانان اثر خودش را می‌گذارد و گاهی اوقات انسان برای اینکه بتواند به آنچه که با چشم دیده است برسد زندگی و آینده خود را به مخاطره می‌اندازد و موجب تباهی خود می‌شود با این بیان می‌توان گفت که آثار منفی چشم‌چرانی بسیار است اما ما آثاری را به عنوان نمونه بیان می‌کنیم تا با این آثار به طور خلاصه آشنا شویم:

آثاری که در جسم انسان دارد از جمله: 1- دشواری در تنفس 2- درد اطراف قلب 3- تپش قلب 4- ضعف و خستگی عمومی 5- سردرد 6- بی خوابی و کم اشتهایی

آثاری که در روح انسان دارد از جمله:

1- نگاه کردن به صحنه‌هایی که شهوت انگیز است شهوت حیوانی انسان را تحریک می‌کند و تخم شهوت را در دل به وجود می‌آورد.

2- هنگامی که چشم انسان چیزی را می‌بیند آن را طلب می‌کند و اگر به آن نرسد همیشه اندوه و حسرت دائمی با خود دارد.

3- هنگامی که شیطان از درگاه الهی طرد شد به عزت خدا قسم خورد که همه را از راه مستقیم منحرف کند مگر انسان‌های مخلص، حال باید بدانیم که هر حرکت ضد اخلاقی که انجام دهیم در دام شیطان گرفتار می‌شویم و چشم چرانی کردن هم انسان را در دام شیطان گرفتار می‌کند.

4- از دیگر آثار چشم چرانی کردن این است آدمی که این خصلت را دارد هیچ گاه آرامش و آسایش در زندگی ندارد چون ذهن و دل او مدام دنبال صحنه‌هایی است که می‌بیند.

5- انسانی که چشم چران است در روز قیامت خداوند چشمان او را پر از آتش می‌کند و میخ آهنین در چشمان او فرو می‌کند و به صورت میمون وارد محشر می‌شود، 6- حسرت 7- رسوایی در دنیا 8- 7- عدم اعتبار و آبرو نزد دیگران 9- غضب الهی 10- قساوت قلب 11 –زمینه انجام گناهان کبیره 12- تأسف و اندوه 13- کم شدن علاقه به همسر 14- زمینه‌سازی برای طلاق و جدایی 15- آثار سوء بهداشتی 16- قبول نشدن نماز

درمان زمینه‌های بیماری چشم چرانی:

برای انجام هر کاری یک سری مقدماتی وجود دارد مثلاً کشتن مرغ زمینه ذبح گوسفند و نحر کردن شتر است، انجام دادن گناهان صغیره هم زمینه می‌شود برای گناهان کبیره. چشم چرانی و نگاه به نامحرم خود باعث گناهان بزرگ دیگری می‌شود، خلوت کردن با نامحرم، دوست بد، کتاب بد، فیلم بد مقدمه غرق شدن در دریای گناه است؛ لذا در اسلام از زمینه‌ها و مقدمات گناه نیز جلوگیری شده است؛ لذا باید انسان مقدماتی را که با آن می‌شود گناه انجام داد را نابود و از خود جدا سازد، این جداسازی‌ها در پنج عنوان به صورت فهرست‌وار بیان می‌شود:

1- جداسازی و دور کردن ابزار و وسیله‌ای که انسان با آن می‌تواند گناه انجام دهد.

2- جداسازی و دور کردن رفیق بد که باعث گناه آدم می‌شود.

3- جداسازی و دور کردن انسان از شرکت در محل گناه.

4- جداسازی و دور کردن انسان از زمان انجام گناه، که نیاز به برنامه ریزی صحیح دارد.

5- جداسازی انسان و دلّال گناه. یعنی ریشه مفاسد را بخشکانیم.

درمان بیماری چشم چرانی:33

در قسمت قبل بیان کردیم که اگر زمینه انجام گناه را از بین ببریم مانع از انجام دادن گناه می‌شود، حال در این قسمت به درمان خود بیماری چشم چرانی می‌پردازیم، چون انسانی که به این عمل ناپسند مبتلا است دیگر راهکارهای مربوط به زمینه گناه برایش مفید نیست لذا باید راهکارهایی را که برای خود بیماری چشم چرانی درمان شود ارائه کنیم.

درمان بر دو دسته تقسیم می‌شود: 1- درمان فردی 2- درمان اجتماعی

حال مراحل درمان فردی را بیان می‌کنیم و باید با خود عهد ببندیم که در عمل کردن به برنامه بسیار سختگیر باشیم:

1- بعد از نماز صبح هر روزی با خداوند پیمان ببندید که در امروز نگاه با قصد به نامحرمی نیندازد که این کار هم فقط با استعانت خود خدا انجام می‌شود.

2- در طول روز مدام مراقب وسوسه‌های نفس و شیطان باشید و با تجاوزهایش برخورد داشته باشید.

3- در آخر شب، کارهایی را که در آن روز انجام داده‌اید را با خود مرور کنید و تمام مواردی را که اطاعت و یا مخالفت کرده‌اید را یادداشت کنید.

4- در یادداشت‌های که برداشته‌اید، اگر اطاعت خدا را انجام داده‌اید خدا را شکر کنید و اگر نافرمانی او را انجام داده‌اید استغفار الهی را انجام بدهید این برنامه را باید تا مدتی ادامه دهید.

5- داشتن مطالعه پیوسته پیرامون عاقبت گناه و عذاب‌هایی که به آن گناهان می‌رسد، مطالعه در مورد قیامت و عوالم پس از مرگ داشته باشیم.

6- یاد خدا، که بهترین نوع آن نماز است. اگر مراقب نمازهای خود باشیم و سعی کنیم که در اول وقت بخوانیم باعث می‌شود جلوگیری کند از تمام فحشاها و کارهای بد، داشتن تضرع دائمی، توبه و استغفار نسبت به گناهان.

7- از دیگر کارهایی که می‌تواند جلوگیری از چشم چرانی بکند روزه گرفتن است، چون به واسطه روزه قوه شهوانی کم شده و میل آدم نسبت به نگاه به نامحرم کاسته می‌شود.

8- کوچک ندانستن گناهان، که اگر این عقیده را پیدا کردیم و گناه را کوچک دانستیم باعث می‌شود برای انجام گناهان کبیره راحت‌تر باشیم و ترس از خدا نداشته باشیم.

برای درمان اجتماعی چشم چرانی هم راه حل‌هایی را ارائه کرده‌اند که به طور خلاصه بیان می‌کنیم:

1- داشتن حیا و عفت از طرف مرد و زن که باعث می‌شود از بسیاری بی‌بندوباری‌ها جلوگیری شود.

2- داشتن حجاب کامل و رعایت آن که از طرف شرع مقدس برای زن و مرد تعیین شده است.

3- ازدواج کردن به موقع و داشتن رابطه گرم با همسر و مهربانی کردن به همدیگر.

4- داشتن غیرت هم از ناحیه مرد نسبت به زن و هم بالعکس.

5- داشتن تفریحات سالم که یکی از این‌ها ورزش کردن است. هر روز باید ورزش کرد، ورزشی را که انتخاب می‌کنیم باید متناسب با وضعیت جسمانی‌مان باشد که موجب ضرر بدنیمان نشود.