اسوه های تشکیلاتی | شهید سید حسین علم الهدی

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14233234631.png شجاعت

سیرک را مصری ها در شهر راه انداخته بودند. کارشان فقط نمایش حیوانات و شعبده بازی نبود؛ زن های بازیگر با سر و وضع زننده،‌ روی سن می رفتند و نمایش بازی می کردند. مؤمنین شهر، رفتن به آنجا را تحریم کرده بودند.
   حسین که 14 سال سن داشت به همراه ناصر و احمد قصد آتش زدن سیرک را کردند. حسین گفته بود: «باید وقتی برویم که خلوت باشد؛ یعنی هیچ کس نباشد. خود آنها هم توی خوابگاهشان باشند. تا به هیچ کس آسیبی نرسد. ما فقط باید دم و دستگاه سیرک را آتش بزنیم؛ فقـط همیـن. حتــی حیـوانـات هـم آسیـب  نبینند.» چند روز بعد از آتش زدن سیرک، حسین و بچه ها نامه ای کوتاه برای مسئول سیرک نوشتند و آن را مخفیانه به او رساندند: «در زمانی که اسرائیل، مردم مظلوم فلسطین را آواره کرده است و ما باید دست به دست هم بدهیم و مسلمانان جهان را بیدار کنیم، جای تعجب است که در این شرایط، شما برای به فساد کشاندن جوانان کشور ما به ایران آمده اید...»
  سـال 1353 بـود. درست چند روز بعد از راهپیمایی روز عاشورا، عاملین آتش سوزی سیرک، شناسایی شدند. یکی از آنها حسین بود. او 16 سال داشت. ماموران ساواک آنقدر جستجو کردند تا این که او را در کلاس درس مدرسه اش دستگیر کردند. آنها حسین را با خشونت به خانه اش بردند تا از او بازجویی کنند. وقتی مامور ساواک با پوتین  روی فرش خانه ی آن ها رفت، حسین با پرخاش سر او داد کشیـد: «آهـای! مـا روی ایـن فـرش هـا نماز می خوانیم. کفش هایت را در بیاور!» مامور ساواک که از حرف او جا خورده بود، فوری پوتین هایش را درآورد.

 

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14233234631.png ولایت پذیری

- امروز دانشي نماينده‌ي مردم آبادان به دليل سرپيچي از فرمان امام و توهين به لباس روحانيت، مورد هجوم شاخه ی ابوذر سازمان موحدين قرار گرفت. مايليم اطلاعيه را جهت درج در روزنامه براي شما بخوانيم.
      شخصي كه پشت تلفن صحبت مي‌كرد، به لكنت افتاد؛ مكثي طولاني كرد و سپس گفت: «بفرماييد؛  مي‌نويسم.»
-   بسم‌الله القاصم الجبارين؛ هركس بخواهد در روند انقلاب اسلامي و انجام فرامين امام خميني سد راه حزب‌الله شود، بايد هلاك شود. امروز دانشي كه يك روحاني دغل و خودفروخته بود و نقـش عـروسـك را در مجلـس شـوراي ملـي بـازي مي‌كرد، مورد خشم و غضب فرزندان امام خميني قرار گرفت. اين حركت ما هشداري است به كليه‌ي نمايندگان مجلس شوراي ملي كه در صورت تعطيل نكردن مجلس، آن‌ها نيز دچار چنين سرنوشتي خواهند شد، زيرا رهبرمان فرمودند: «مجلس بايد تعطيل شود.» نصر من الله و فتح قريب «سازمان موحدين»
    حسين تلفن را قطع كرد و بلافاصله گوشي را به معزالدين داد و گفت: «بهتر است شما با كيهان صحبت كنيد.»
شب هنگام مهياي ترك تهران شدند. باورشان   نمي‌شد كه در همان روز هر دو روزنامه، اطلاعيه ی آن‌ها را چاپ كرده باشند. حسين با خرسندي روزنامه را  مي‌خواند و اطلاعيه‌ي خود را با روزنامه ی روز گـذشتـه كـه سخنـان دانشـي را چـاپ كـرده بــــود، مقايسه مي‌كرد.

  • پیش فرض
  • عنوان
  • تاریخ
  • تصادفی