زیارت باشکوه

به نام خدا

به مناسبت سیزدهم محرم ماه مراسم باشکوه زیارت عاشورا در دبیرستان ما برگزار شد که با استقبال بی نظیری روبه رو شد

پ.ن: متاسفانه سیستم صوتی مدرسه خراب شد اما....بهتر که خراب شد در عوض مراسم ما بهتر شد چون همه برای همکاری با مداح با صدای بلند زیارت را می خواندند و اشک می ریختند

البته برای ما هم تجربه شد تا حتما حتما قبل از روز مراسم سیستم صوتیمون رو چک کنیم

نگاه ویژه یک فرمانده

به نام خدا

نگاه ویژه و متفاوت فرمانده واحد

 

مقدمه:

از اون روزی که در کلاس سیره شهدا دوره یاوران ولایت ، جناب آقای دوستدار یکی از مهمترین ویژگی های چندتا از سرداران شهید رو داشتن نگاه ویژ و متفاوت بیان کردند خیلی  سعی کردم تا نگاهم به همه چیز ویژه و متفاوت باشه و خاطره زیر هم در همین مورده البته نه در حد شهدا - در حد یه دانش آموز ساده که تازه شده بود فرمانده واحد

 

آغاز:

روز اولی که  وارد حیاط  کانونی  که برای کلاس زیست به آنجا می رفتیم شدیم، بیشتر ازهمه چیز درخت نخلی که گوشه حیاط بود توجه ما رو به خودش جلب کرد؛ چون این جزء اتفاق های غیرممکن بود که توی آب و هوای  سرد و خشک شهرستان آباده  درخت نخل بتونه رشد کنه و انقدرهم قد بکشه

 

خلاصه همه بچه ها که گنج پیداکرده بودند شروع کردن به گرفتن عکس سلفی و دسته جمعی با نخل

 

منم یه نگاهی به نخل کردم و یاد نخل های زیادی که تو اهواز بود افتادم و باخودم گفتم کاش حالاکه همچین غنیمتی پیداکردیم باهاش یه یادواره شهدا میگرفتیم چون درخت نخل خودش یکی از تداعی کننده های اون زمانه

 

و خداروشکر همینم شد استارت شروعی  برای گرفتن یادواره شهدا توی مدرسمون و همینطورهم یاد آوری خاطرات راهیان نور برای بچه ها و وقتی هم با مدیر کانون صحبت کردیم و تعدادی از شاخه ها رو بریدیم برای یادواره؛ چقدر هم مدیر اونجا دعامون کرد و گفت شاخه های این درخت همیشه  مزاحم ما بود ...

اصلا شما هرسال یادواره بگیرید شاخه های نخلش با ما ... اینجوری ثوابی هم بهمون میرسه....

 

سلاح فریب دهنده

"سلاح فریب دهنده"

حدود سی و چند سال پیش،دشمن اسلام جنگی خونین به راه انداخت؛تا اعتقاداتمان را سلب کند.

آن روزها سلاح شان توپ و تفنگ و تانک بود.سلاحی که هر انسانی چه بزرگ و چه کوچک می توانست بفهمد آلت جنگی است.

اما امروزدشمن،جنگ نرم را بی هیاهو در میان ما به راه انداخته!!!

گوش کن...

صدای توپ و تانکی نمی آید.

کسی را هم نمیبینی که لباس جنگی پوشیده باشد و صدای راه رفتنش با پوتین های خاکی را در میدان جنگ بشنوی...

نه خونی

نه پوتینی

و نه توپ و تفنگی...

***

آری آنان فهمیدند با این ها نمی شود به اعتقاداتمان خدشه وارد کرد!

راه حل فراوان بود...

بهترین راه حل شان به راه انداختن جنگ نرم بود...

جنگی تاثیرگذار و بدون دردسر

آرام آرام پیش می آیند

هیچ کس حتی نمیگوید:

"هی! کجا می آیی؟؟ اینجا حریم من است! حرمت دارد...

حرمتش خون شهیدی است که به خاطر وجود من جانش را داد!!!"

کلیپ ها،عکس ها و مطالب مستهجنی که هرکجا بخواهی پیدا می کنی.فقط کافیست اراده کنی...

آن زمان دشمن با تفنگش قلب ما را هدف گرفته بود.

هدفش کشتن و خاموش کردن قلب ما بود.اما حالا فقط فکر ما را هدف گرفته...

این روزها طمع دشمن،شمشیری است بر فرق حیا و عفت ما...

فرق حیا و عفت که شکافت،دیگر چیزی برایمان باقی نمی ماند جز حسرت...

دیگر وقت آن نرسیده کمی ظرفیت وجودمان را بالا ببریم و بیدی نباشیم که به هر بادی بلرزیم؟؟؟

نگین علوی-فرمانده واحد شهربیضا-دبیرستان شبانه روزی امام خمینی(ره)

برگه هویت خود را گم نکنیم

 
 
شاید لباس را زود به زود بشود عوض كرد یا خانه را فروخت ولی «فرهنگ» و «اخلاق» هویت ماست.

نباید به این زودی و سادگی، شخصیت و هویت خود را بفروشیم و عوض كنیم.

برای مقاومت در برابر سیل تهاجم فرهنگی باید «سدّ ایمان» زد و از مرز عقیده و و اخلاص و فرهنگ حجاب و

عفاف نگهبانی كرد.

خودباختگان در برابر فرهنگ بیگانه، به راحتی «خدا» را هم می‌بازند.

برگه‌ی «هویت» خود را گم نكنیم!

 

فرمانده واحد شهرستان قیروکارزین

دبیرستان نمونه دولتی پیامبراعظم(ص)

شماره دویست و پنجاه و سوم نشریه دیواری آیینه یادها منتشر شد

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14348211661.jpg

شماره ی دویست و پنجاه و سوم نشریه دیواری آیینه یادها منتشر شد.

http://bayanbox.ir/st/images/download_icon/download_2.png برای ورود به وبلاگ آیینه یادها و دریافت نشریه اینجا کلیک کنید

صاحب امتیاز: بسیج دانش آموزی استهبان
مدیر مسئول: وحید پروین
سردبیر: محمد حسین مدحت
طراح: رضا ساجدی
هیئت تحریریه: مهدی اکبری نژاد ، محمدمهدی اکنافی ، سیدعلی رضا ایزدی ، علی رضا بهبهانی ،محمد مهدی جابری ، علی جواهری ، صالح خداپرست، محمدامین قریحه ، ابوالفضل قوهستانی ، امیرمحمد معصوم نژاد

 

ن و القَلَمِ وَ ما یَسطُرُون

چرا قلمت را کنار گذاشته ای مگر بچه مسلمان خسته می شود؟ مگر ناامید می شود؟

مگر بچه مسلمان از کسی به غیر از خدا می ترسد؟

ولی حواست باشد نترسیدن به این معنی نیست که هر کاری را بدون فکر و سیاست انجام دهی بچه مسلمان "کَیس" است و با شجاعت ولی با عقل و درایت کارهایش را انجام می دهد. می داند چگونه بنویسد که هم تاثیر بگذارد و در عین حال موجب ضرر به خودش هم نشود.

می داند هر چیزی را کجا و کی بنویسد و می داند تاثیر قلم از تفنگ بالاتر است. حواست باشد که فقط قلم مقابل قلم می تواند پیروز شود.

پس ایمان بیاور برای نوشتن بعضی از حرف ها، جسارت لازم نیست! حماقت هم به کارت نمی آید! نوشتن بعضی از حرف ها محتاج ایمان است. ایمانی که با عقل و درایت عمل می کند نه سفاهت و حماقت! پس با ایمانت از همین امروز همراه با عقل و درایت شروع کن به قلم زدن... بخش یادداشت های دانش آموزی سایت مرکز تولید محتوای مدرسه یک جای فرصت خوب است برای نوشتن...