نوشتن آسان است؟!

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222655941.png نوشتن آسان است؟!
یادداشت های یک نویسنده تجربی


http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222647731.png تا به حال حتما کسانی را دیده اید که نوشتن و نویسندگی را عاشقند، اما یا می ترسند بنویسند و یا آنچه قلم می زنند را پنهان می کنند و حتی خودشان هم یک بار آن ها را نمی خوانند. شاید شما هم از همین دسته اید! برای رفع این ترس یا عدم خود باوری چند دقیقه ای با ما همراه شوید.
فراموش نکنید، برای اینکه یک خبرنگار خوب باشید، ابتدا باید نوشتن را خوب بدانید، همانطور که برای راننده ی خوب شدن، بایستی ماشین را خوب بشناسید!


http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222239941.png خواندن
ممکن است بگویید، با خواندن آثار دیگران، امکان دارد با الهام و تاثیر از آن ها بنویسید و قلم بزنید، نکته دقیقا همین جاست نویسندگان بزرگ هم با خواندن آثار دیگران شروع کرده اند و کم کم به یک نویسنده صاحب سبک، تبدیل شده اند. خودتان بروید و با سلیقه ی خودتان نویسنده ای را انتخاب کنید، اما هرگز ساده نگر نباشد، رمان های ظاهر پسند، داستان های بی مایه و کتب بدون زحمت را هرگز انتخاب نکنید چرا که آن وقت فکر می کنید نوشتن؛ خیلی خیلی آسان است با این حال آثار نویسندگانی چون جلال آل احمد، رضا امیر خانی، شهید آوینی را به شما پیشنهاد می کنیم که شاید در نگاه اول ،حداقل فایده اش افزایش سطح معلومات و دایره لغوی شما خواهد بود .

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222632731.png دقت
خوب بخوانید و خوب بخوانید. این دو جمله از آن جهت که خوب خواندن اول یعنی آثار ارزشمندی را بخوانید و خوب خواندن دوم یعنی با دقت و ظرافت بخوانید، با هم تفاوت دارند.
هنگام خواندن تمامی حواس خود را صرف تحلیل کلمات و دقت روی چینش آن ها کنید. چرا که کلمات همان کلمات روزمره هستند با چینشی عالی و به جا. همچنین در تماشای طبیعت و اطراف خودتان نیز دقت کنید. از همین دقیق شدن هاست که خلاقیت ها و استعدادها ظاهر می شوند. خوب دیدن و صد البته خوب شنیدن همراه با یک حافظه فعال می تواند شما را در انتخاب بهتر لغات و اصطلاحات و به کار بردن مناسب آن ها، یاری کند.


http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222631771.png انتخاب کنید!
برای نوشتن، اول آن چه را دوست دارید بنویسید، انتخاب کنید. داستان، قطعه ادبی، مقاله، گزارش و ... آدم های موفق و نویسندگان بزرگ، اصولا برای یک موضوع مشهورند. مثلا "هانس کریستین اندرسون"برای داستان های کودکانه شهرت جهانی دارد. یا محمدعلی جمال زاده به خاطر داستان های کوتاهش شناخته شده است. پس تکلیف خود را به عنوان یک نویسنده معین کنید هرگز هم از شاخه ای به شاخه ی دیگر نپرید، مثل بعضی از روزنامه نگاران که به نوعی آچار فرانسه مجموعه شان هستند، طنز می نویسند، گزارش و مقاله و خبر تهیه می کنند، داستان هم می نویسند، بعضا شعر هم می گویند! این چنین آدم هایی هرگز به موفقیت چشم گیری نخواهند رسید.

 

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222654831.png یادداشت برداری
سعی کنید همیشه کاغذ و قلم همراهتان باشد. سوژه ها فرارند! نکته ها بسیار ظریفند و ممکن است با جا به جایی یک کلمه به کل از بین برود. حافظه همیشه موثر نیست، بسیاری از جاها آن چه را که دوست دارید و در ذهن پرورانده اید، به خودتان تحویل می دهد، نه آنچه دیده یا شنیده اید. زیاد دردسر ندارد کمی حوصله می خواهد. به محض شنیدن نکته یا مطلب زیبا و ظریفی آن را یادداشت کنید، شاید در شبانه روز به میزان قابل توجهی اصطلاحات و گفته های ناب و جذاب جمع آوری کنید که مطمئنا بعدا در نوشتن بسیار کمک تان خواهد کرد. همین یادداشت های کوچک، ترس شما را خواهد ریخت. تازه در بسیاری از موارد، یادآور خاطرات تلخ و شیرین شما نیز خواهد بود.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222639511.pngپرداخت
یک مجسمه ساز، یک نقاش و حتی یک نویسنده نیاز بسیار به پرداخت اثر خلق شده اش دارد. در طرح اولیه یک مجسمه یا یک نقاشی چیزی جز چند خط مبهم و تو در تو دیده نمی شود اما پس از پرداخت و انجام ریزه کاری ها تمام ابهامات برطرف می شود. بسیاری از ما به خاطر کم حوصلگی حتی نوشته مان را پاک نویس نمی کنیم. حال اگر بدانیم این باز نویسی یا پرداخت که البته با ویرایش خیلی فرق دارد چه کمک هایی به ما می کند دیگر حاضر نمی شویم نوشته هایمان را بدون پرداخت به دست دیگران بدهیم. می گویند تولستوی رمان جنگ و صلح را بیشتر از صد بار بازنویسی کرده است. چرا؟ خب معلوم است در هر بار خواندن متن، ایده های جدیدی به ذهن تان می رسد، کلمات را عوض می کنید یا جملاتی را حذف و اضافه می کنید. در حین انجام این کار شاید یک متن دو صفحه ای به چند خط و یا چند خط از یک مطلب به چندین صفحه تبدیل شود. این خاصیت بازنویسی و پرداخت است. هیچ وقت فکر نکنیم این دفعه ای که نوشتیم، بهترین نوشته مان است، مطمئنا اگر آن را یک بار دیگر بنویسیم بهترخواهد شد. البته باید بالاخره یکی را انتخاب کنید نمی شود که تا آخر عمرتان برسر یک نوشته بمانید! برای نمونه سری به دفتر انشای تان در سالهای نوجوانی بزنید، اول کلی می خندید و بعد هم کلی خاطره ریز و درشت یادتان می آید. بازنویسی و پرداخت به منزله ی تمیز کاری و روتوش کار، محسوب می شود و نباید آن را فراموش کرد.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222644841.pngمنبر نرویم!

بسیاری اوقات به خاطر عدم درک صحیح مخاطب، دچار مشکل بزرگی می شویم که لطمه های بسیار بدی به نوشته هایمان می زند. یعنی منبر رفتن... مثلا به ما می گویند درباره اعتیاد مطلبی بنویسیم؛ متن را بسیار منطقی آغاز می کنیم، با توجه به درک و شعور شخصی مان و تحقیقات و آمار، متن را پیش می بریم، ناگهان گویا احساساتی می شویم و...
"اعتیاد بلای خانمان سوزی است. خانواده ها را از هم می پاشاند. خیلی مضر است. جامعه را از حرکت باز می دارد، آن قدر مخرب است که تا به حال جوانان زیادی را به دام خود کشیده است و به هلاکت رسانده. اعتیاد را کنار بگذارید و اصلا سراغش نروید..."
خب چطور بود؟ یادمان باشد مخاطب اصلا حوصله منبر رفتن من و شما و یا نصیحت شنیدن را ندارد. البته هر متنی باید پیام و نکته ای را در بر داشته باشد، اما نه بسیار رو و واضح، بلکه در پس زمینه و با بیانی هنرمندانه! همانگونه که خودتان هم می دانید. ضمنا منبری های خوب و بد را هم با هم مقایسه کنید، یعنی آنها که طرفداران بیشتری دارند و آنها که از اقبال کمتری برخوردارند. کدامیک جذاب تر سخنرانی می کنند؟ دلایل موفقیت شان چیست؟مطمئنا به ما کمک خواهد کرد که اگر خواستیم مطلبی را مستقیم هم بیان کنیم، به سبک و سیاق آنان و بسیار هنرمندانه بیان کنیم. اینکه بدانیم برای مخاطب نباید کلاس درس برپا کرد، خیلی به ما کمک می کند. مطمئنا اگر مطلب شما خوب تنظیم شده باشد، خواه ناخواه پیام را منتقل خواهد کرد و برعکس اگر خیلی بد نوشته شده باشد، با هزار پیام گوناگون هم نمی شود حرف اصلی را بیان کرد.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222640981.pngکم هم زیاد است
بعضی از ما همیشه فکر می کنیم، نوشته ی خوب نوشته ای هست که حداقل ده صفحه باشد. اصلا اینطور نیست، همیشه یادمان باشد ایجاز و خلاصه گویی دقیقا همان چیزی هست که مخاطب می خواهد او اصلا از زیاده گویی و حواشی بی ربط به متن خوشش نمی آید، متاسفانه امروزه رمان های بسیاری با تعداد صفحات بالا (300 یا 400 صفحه) به بازار عرضه می شوند که اگر با این دید آنها را ویرایش کنیم باور کنید به 100 صفحه هم نمی رسند. آنچه مهم است نوشتن است نه اندازه اش. توجه داشته باشید در نوشتن "کار نیکو کردن از پر کردن است" غلط است. بلکه "کم گوی و گزیده گوی چون در"پذیرفته است.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222630511.pngنوشتن را ترک نکنید
برای یک نویسنده نوشتن مثل وعده های غذایی است، ممکن است جابه جا شوند، اما هرگز ترک نمی شوند. اگر هم ترک شدند، برای یک مدت کوتاه است بیشتر از دو سه روز که بی غذا نمی تواند زنده بماند. خیلی ها معتقدند که تا به انسان حالی دست نداده و طرحی به ذهن نرسیده نباید نوشت. این تفکر غلطی است چرا که یک نویسنده هیچ وقت منتظر الهام نمی نشیند. بسیاری وقت ها در حین نوشتن، موضوع یا طرح بر ذهنمان می نشیند. قرار بگذارید هر روز یا یک روز در میان ساعتی را به نوشتن اختصاص دهید. اصلا هم نیاز نیست این نوشته های روزانه بهترین ها باشند. همین که از نوشتن فاصله نگیرید، مهم است. مثل اینکه شما چند وقتی پشت سر هم شطرنج بازی کنید مسلما بسیار متبحر می شوید و شکست دادن تان سخت می شود. اما به محض اینکه یک ماهی بازی را به کل کنار  بگذارید، پس از بازگشت ممکن است در مقابل یک آماتور هم دچار مشکل شوید. نوشتن صد درجه بالاتر از این مثال است. وقتی شما درگیر نوشتن هستید، با ابزار نوشتن سرو کار دارید، یعنی خواه ناخواه داری یک مرجع غنی واژگانی هستید. آن وقت در هر مکان و زمانی که قرار بگیرید مثل یک ماشین روشن و گرم شده در زمستان، می توانید به راحتی بنویسید، بدون اینکه زیاد معطل شوید، چون به قولی دستتان گرم است.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222642131.pngنوشته هایمان را به نقد دیگران بسپاریم
اصولا هرکاری بدون نظر و مشورت دیگران و صد البته نخبگان آن حرفه، بی نتیجه خواهد ماند. اصلا از از اینکه به شما بگویند نوشته خوبی ننوشتید ناراحت نشوید، تا نویسنده شدن آنقدر حرفه ها و تلخی ها باید تحمل کنید که به قولی پوست کلفت شوید. و بدانید بدون نقد دیگران هرگز به اوج نمی رسید. اگر می بینید اطرافیان تان با نوشته های شما مثل بچه های خردسال رفتار می کنند و هر شکلی که بنویسید قربان صدقه اش می روند، خوشحال نشوید. این کار جلوی پیشرفت شما را می گیرد. همه ما دوست داریم از ما تعریف و تمجید شود، اما خیلی وقت ها این تعریف ها در جا زدن ما را تضمین می کند.

http://upload.afsarejavan.com/uploads/14222635421.pngعجله کار شیطان است
مطمئن باشید با چند توصیه، مقداری کاغذ و چند نوع خودکار خوب، هیچ کس نویسنده نشده و نمی شود؛ اما آمادگی نویسنده شدن را پیدا می کند. نویسندگی تنها و تنها نوشتن را می طلبد. در صورتی که نوشتن بیش از دو سومش پس از ذوق و اصول اولیه تجربه است. تجربه ای که از خواندن آثار مختلف و نوشتن متن های ریز و درشت به دست می آید. اگر می خواهیم نویسنده شویم باید صبر داشته باشیم. حوصله رمز موفقیت ماست. پس خواندن و خواندن و خواندن، نوشتن و نوشتن و نوشتن، صبر و صبر و صبر...
 

                                    

 

ارسال نظر